تبليغاتX
yalghouz
philosophy,art,history
 شبانه 2
شبانه ۲

زندگی هراس آور است ولی از آن تیره تر و هولناک تر نخواستن زندگی است....   نیچه ی بزرگ

 

 

ای تنهایی!ای خانه ی من:تنهایی...آوایت چه خوش ونوازشگر با من سخن می گوید...نزد تو همه گشادگی است و روشنی.اینجا ساعتها نیز نرم گام تر می گذرد.

 

 

حتی اگر تمام دنیا بر علیه من باشد باز حق با من است...

ویلیام بلیک

 

 

بدبخت کسی که مردم را قبل از اینکه بتوانند بخواهد تغییر دهد...ارسطو

|+| نوشته شده توسط reza madanipour در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386  |
 شبانه
شبانه :

یا آنچه نشان می دهی باش یا آنچه هستی نشان

بده...

 

آنان که در اوج هستند خود را تنها می یابند...

 

خدایا به من چرایی ی زیستن را بیاموز...خود چگونه زیستن را خواهم آموخت.

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط reza madanipour در جمعه بیست و دوم تیر 1386  |
 ارزیابی ی دوباره ی ارزشها 1(تاملی چند در باب خور و خواب و خشم و شهوت)
۱ـخوردن:

-- غذا

همیشه این سوال برایم مطرح بود که چرا وقتی کسی از یک مهمانی برمی گردد اولین سوالی که از او پرسیده می شود این است که:غذا چی خوردی؟غذا چطور بود ؟چند نوع غذا بود؟ ... چرا وقتی با کسی قراری می گذاریم این قرارها اکثرا در یک رستوران یا  coffee shop  یا قهوه خانه ای گذاشته میشود؟چرا حتی اگر این قرار در منزل یا حتی در یک دفتر کار باشد میزبان اگر هم شده با یک استکان چای و یا یک فنجان قهوه از ما پذیرایی خواهد کرد؟...چرا به هنگام مسافرت با اتومبیل یا اتوبوس حتما خورا کی همراه خود می بریم و یا در ابتدا یا میان مسافرت حتما چیزکی خواهیم خرید؟....چرا در عروسی ها سعی بر سنگ تمام گذاشتن در کیفیت و تنوع غذا است؟ چرا در مراسم عزا و سوگواری معیار با ابرو برگزاری ی مراسم حرف و حدیث دیگران درباره ی غذا است؟....چرا در ایام محرم و به خصوص در تاسوعا و عاشورا از خرد تا کلان و از مومن ترین افراد تا بی ایمان ترین و ضد مذهب ترین افراد در به در به دنبال نذری میگردند؟........

از این دست نمونه ها بسیار می توان بر شمرد.

برای بررسی انکه چرا غذا چنین نقش تعیین کننده ای در مناسبات اجتماعی و معیارهای ارزش گذاری دارد لازم است نگاهی تاریخی به دوران پیدایش انسان اولیه وشرایط محیطی اش داشته باشیم.

انسان اغازین در بدو پیدایش با مشکلات و مسائل بسیاری مواجه بود.مهمترین و اصلی ترین دغدغه ی انسان در ان دوران حفظ حیات وزنده ماندن و به تبع ان تلاش در راه تامین غذای روزانه بود.در راه بدست اوردن غذا که بیشتر از راه شکار بدست می امد خطرات و دشواری های بی شماری پیش رو بود.مقابله با حیوانات درنده و رقابت با حیوانات که در شکار با انسان دارای اهداف ومنافع مشترک بودند و همچنین بلایای طبیعی وعدم احاطه و تسلط انسان بر طبیعت دستیابی ی انسان را به معاش روزانه سخت ودشوار می کرد.همچنین عدم اگاهی و دانش کافی برای ذخیره ی غذا برای روزهای بعد و فصولی که شکار و میوه های طبیعی به سختی به دست می آمدمسئله غذا را به یک دغدغه ی همیشگی تبدیل کرده بود.

با گذر از دوران شکار و ورود به دوران کشاورزی و یکجا نشینی مسائل انسان یکجا نشین از حالت بدوی خارج شد ولی شکلی پیچیده تر و غامض تری پیدا کرد. در این دوران بلایا و آفات کشاورزی به همراه مالکیت خصوصی چهره خود را نمایان کرد. حال انسانی که در دوران شکار فقط مجبور بود با دشمنان طبیعی و طبیعت ستیزه داشته باشد بر سر مالکیت خصوصی زمین ها و به دست آوردن آب و مراتع بهتر با همنوع خود نیز ستیزه می کرد. 

در نتیجه تلاش برای به دست آوردن غذا همیشه همراه با ترس آمیخته با عدم امنیت همراه بود. این ترس در طول زمان به مانند بسیاری دیگر از ویژگی های اکتسابی در ناخودآگاه جمعی (unconscious collection) انسان رسوخ کرد و ذخیره شد و در طول تاریخ از نسلی به نسلی دیگر و از قومی به قومی دیگر انتقال پیدا کرد.

هر اندازه جامعه ای پیشرفته تر و توسعه یافته تر می شد دغدغه و ترس نهانی اعضای آن جامعه برای کسب معاش و تامین غذا کمتر گشته و انسانهای جوامع پیشرفته تر توانایی آن را می یافتند که به دیگر وجوه و مسائل انسانی توجه کنند و هر چه بیشتر از مرحله ی حیوانی که حفظ حیات و حفظ نسل می باشد فاصله گرفته و به انسانیت انسان و آنچه  که انسان را انسان می کند یعنی ایجاد تعالی روانی که در نمودهای مختلف مانند هنر و فلسفه و دانش اندوزی تجلی می یابد نزدیکتر شود.

چنین است که در جامعه ای به مانند جامعه ما که رو به توسعه است و در برزخ بدویت ومدرنیته دست و پا می زند غذا رکنی اساسی برای تلقی از زندگی و زنده بودن است. از این رو است که بعنوان مثال ارائه غذای خوب و متنوع در یک میهمانی نشانه احترام میزبان به میهمان خود شمرده می شود و نمودی از شخصیت دادن به میهمان تلقی می گردد. چراکه میهمان به طور ناخودآگاه در می یابد که میزبان به چه اندازه برای زنده بودن او که در حضور فیزیکی او خلاصه می شود ارزش قائل است. 

 

|+| نوشته شده توسط reza madanipour در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386  |
 تذکره الیالقوز 1
معنی ی لغوی ی یالقوز(با املای دیگر:یالغوز) در فرهنگ معین چنین است:

ادم تنها و مجرد و بی زن و بچه ـ بی قید و بی بند و بار

یالقوز اسمی بود که در دهه ی ۲۰ از عمرم و در یک برهه ی زمانی که بنا به دلایلی

ـ که پوشیده بماند بهتر است ـ کنج عزلت گزیده بودم توسط مادرم لقب من شد...ان وقتها کار من شده بود کتاب خواندن و موسیقی گوش دادن و مغازله با تنها رفیق تنهاییهایم یعنی سیگار...

مثل کاراکتر فیلم the wall ساعتها روی ی یک مبل می نشستم و غرق در فکر و تخیل و رویا واوهام موسیقی گوش میکردم و از سیگار کامجویی...

مادرم به اهستگی می امد و برای من چای می اورد و بعدخیلی ارام و بی سر و صدا یه گوشه می نشست و با چشمانی اشکبار در حالیکه سرش را هی تکان می داد مدام تکرار میکرد:یالقوز ببم ـ یالقوز ببم.... که به ترکی می شود:پسر تنهام...

سالها گذشت و من مثل ققنوس از زیر خاکستر خودم بیرون امدم و یالقوز شد یادگاری از ان سالهای خاکستر و شن...

ان سالها بهترین ایام زندگی ی من برای خودشناسی و خودکاوی و انباشت معلومات و سواد اندوزی بود...من مانند یک خرس قطبی که به هنگام روزگار سرد زمستان از ذخیره ی چربی ی خود استفاده می کند هنوز مدیون توبره ی پر از اذوقه ای هستم که از ان زمان برای خود دوخته ام...

 

 

|+| نوشته شده توسط reza madanipour در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386  |
 دیباچه
سالها بود که با دیدن وبلاگهای دیگران و دوستان در صدد بودم که من هم وبلاگی برای خودم دست و پا کنم تا هم با انتقال افکار و نظرات خود به یک انبساط خاطر برسم و تخلیه ی ذهنی شوم و هم در این عصر انفجار اطلاعات از قافله ی ساکنین دهکده ی جهانی عقب نمانم.

ولی به دو علت اقدام به این کار تا به امروز به تاخیر افتاد :نخست اینکه با دیدن و شنیدن حبر دستگیری و زندانی شدن خیلی از وبلاگ نویسان تصمیم گرفتم برای معدود دفعات در طول عمرم که شده جوگیر نشوم ومحافظه کارانه از کنار این رسانه ی ارتباطی بگذرم...دلیل دیگر خیلی ساده تر وبدوی بود و ان اینکه من به هیچ عنوان اشنایی به چگونگی ی استفاده از کامپیوتر نداشتم(که البته هنوز هم زیاد فرقی نکرده این معضل)

به هر حال با گذر عمر و پا به سن گذاشتن و افتادن از شور و هیجان جوانی برای ایجاد رفرم و انقلاب و همچنین اشنایی جزیی با رایانه این وبلاگ ساخته شد تا پلی باشد برای ارتباط و تعامل با شما دوستان گرامی.

بسیار خوشوقت و مسرور خواهم شد که با ارایه ی نظرات و پیشنهادات خود مرا در ارایه ی یک وبلاگ سودمند یاری کنید.

 

 

|+| نوشته شده توسط reza madanipour در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386  |
 
 
بالا